افغانستان‌شناسی

استقلال افغانستان؛ نقطه عطفی که مسیر تاریخ کشور را تغییر داد

استقلال در روایت‌های رسمی معمولا شبیه یک لحظه روشن تصویر می‌شود: اعلامیه‌ای صادر می‌شود، قراردادی به امضا می‌رسد، و مسیر یک کشور ناگهان تغییر می‌کند. این روایت ساده، برای کتاب‌های درسی و مراسم رسمی مفید است اما برای فهم واقعیت تاریخی کافی نیست. تاریخ افغانستان نشان می‌دهد که استقلال، دست‌کم در این سرزمین، بیشتر شبیه فرایندی تدریجی، پرپیچ‌وخم و چندلایه بوده‌است تا یک نقطه قطعی و تمام‌شده. اینکه مسئله استقلال افغانستان چگونه به یک مطالبه جدی تبدیل شد، در چه مسیری تحقق یافت و چه نیروهایی آن را پیش بردند، پرسش‌هایی است که در این مقاله از چهارسوق به سراغشان می‌رویم.

ماجرای استقلال افغانستان از کجا شروع شد؟

نقاشی امضای معاهده گندمک
امضای معاهده گندمک

در آغاز قرن بیستم، افغانستان ازنظر حقوقی کشوری مستقل به‌شمار می‌رفت و اداره داخلی خود را در اختیار داشت، اما در عمل، در یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها یعنی سیاست خارجی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو بود. این محدودیت‌ها نتیجه مجموعه‌ای از قراردادها با امپراتوری بریتانیا بود که از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد امضا شده‌بودند. مثلا:

  • معاهده گندمک (۱۸۷۹): این معاهده پس از شکست افغانستان در جنگ دوم افغان–انگلیس امضا شد و به بریتانیا نفوذ گسترده‌ای در سیاست خارجی افغانستان داد. 
  • توافق ۱۸۹۳ موسوم به خط دیورند و نیز تعهدات دوره امیر حبیب‌الله خان: براساس این ترتیبات، افغانستان عملا بدون رضایت بریتانیا نمی‌توانست روابط مستقل دیپلماتیک با دیگر قدرت‌ها برقرار کند.

در چنین وضعیتی، «استقلال» نه به‌معنای فروپاشی یک نظام استعماری مستقیم، بلکه به‌معنای بازپس‌گیری اختیار سیاست خارجی تعبیر می‌شد؛ اختیاری که طی چند دهه و در بستر رقابت روسیه تزاری و بریتانیا (بازی بزرگ) محدود شده‌بود. افغانستان در این دوره بیش از آن‌که کنشگر سیاست بین‌الملل باشد، به‌عنوان منطقه حائل امنیتی تعریف می‌شد.

از سوی دیگر، تحولات جهانی نقش مهمی داشت. پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸، فروپاشی نظم قدیم اروپا، تضعیف مالی و نظامی بریتانیا و رواج گفتمان «حق تعیین سرنوشت ملت‌ها» که با نام «وودرو ویلسون» گره خورده‌بود، فضایی ایجاد کرد که در آن طرح دوباره مسئله استقلال افغانستان نه غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسید و نه ناممکن.

واقعه چگونه اتفاق افتاد؟

article afghanistan independence afghan warriors 1922
جنگ افغان-انگلیس

تحقق استقلال افغانستان در سال ۱۹۱۹ نه از مسیر یک جنگ طولانی و تمام‌عیار، بلکه از راه درگیری کوتاه، فشار سیاسی و مذاکره هدفمند شکل گرفت:

  • در فوریه ۱۹۱۹، پس از ترور امیر حبیب‌الله خان، امان‌الله خان به قدرت رسید و در می ۱۹۱۹ با اعلام لغو محدودیت‌های پیشین، زمینه جنگ سوم افغان–انگلیس را فراهم کرد.
  • جنگ سوم که تنها چند هفته به طول انجامید، از نظر نظامی پیروزی قاطع برای هیچ‌یک از طرفین به‌همراه نداشت. با این حال، اهمیت آن بیش از نتیجه نظامی، در تغییر موازنه اراده‌ها بود.
  • بریتانیا که تازه از جنگ جهانی اول خارج شده و با بحران اقتصادی، ناآرامی‌های داخلی و هزینه‌های سنگین اداره مستعمرات روبه‌رو بود، تمایل چندانی به ادامه یک منازعه پرهزینه در مرزهای هند نداشت.

نتیجه این وضعیت، امضای پیمان راولپندی در ۸ اوت ۱۹۱۹ بود. براساس این پیمان، بریتانیا رسما پذیرفت که افغانستان در سیاست خارجی خود مستقل عمل کند. این توافق بعدها در پیمان کابل (۱۹۲۱) تکمیل شد و افغانستان توانست به‌طور رسمی با کشورهای دیگر، ازجمله اتحاد جماهیر شوروی، آلمان، ترکیه و فرانسه روابط دیپلماتیک برقرار کند.

نکته جالب اینکه پیمان راولپندی در ۸ اوت ۱۹۱۹ امضا شد اما ۱۹ اوت معادل ۲۸ اسد به‌عنوان روز استقلال افغانستان شناخته می‌شود؛ تاریخی که بیش از آن‌که پایان یک منازعه باشد، حکایتی است از به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حق تصمیم‌گیری مستقل این کشور در سیاست خارجی.

به دست چه کسی رقم خورد؟

article afghanistan independence king amanullah flag
امان‌الله خان

استقلال افغانستان معمولا با نام امان‌الله خان (۱۹۱۹–۱۹۲۹) گره خورده‌است و این پیوند بی‌دلیل نیست. او نه‌تنها آغازگر روند استقلال بود، بلکه در تثبیت حقوقی و دیپلماتیک آن نقش محوری ایفا کرد. با این‌حال، تقلیل استقلال به اراده یک فرد، تصویری ناقص ارائه می‌دهد.

نخبگان درباری، افسران نظامی، دستگاه دیوان‌سالاری نوپا و حتی بخش‌هایی از افکار عمومی شهری (به‌ویژه در کابل) در این روند نقش داشتند. استقلال زمانی ممکن شد که اراده سیاسی داخلی با فرصت تاریخی بین‌المللی هم‌زمان شد. اگر بریتانیا در اوج قدرت خود بود، یا اگر در داخل افغانستان اجماع نسبی شکل نگرفته بود، احتمالا این روند یا به تعویق می‌افتاد یا با هزینه‌های بسیار بیشتری همراه می‌شد.

تغییر چگونه پیش رفت و محدودیت‌های آن چه بود؟

article afghanistan independence map flag constitution
قانون اساسی افغانستان

استقلال افغانستان، به‌محض تحقق، مسئله‌ای تازه پیش آورد: حالا که تصمیم‌گیری به داخل منتقل شده‌است، کشور چگونه باید اداره شود؟ استقلال سیاسی بلافاصله نیاز به بازتعریف نظم اداری، حقوقی و اجتماعی را آشکار کرد.

امان‌الله خان اصلاحات گسترده‌ای را آغاز کرد: تدوین قانون اساسی ۱۹۲۳، گسترش آموزش مدرن، اعزام دانشجو به خارج، اصلاح نظام مالیاتی و تلاش برای محدود کردن قدرت ساختارهای سنتی. هم‌زمان، افغانستان کوشید جایگاه خود را در نظام بین‌الملل تثبیت کند و به‌عنوان دولتی مستقل شناخته شود.

اما این اصلاحات با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شد. سرعت تغییرات با آمادگی اجتماعی هم‌خوان نبود. جامعه‌ای که قرن‌ها بر پایه نظم‌های محلی، قبیله‌ای و مذهبی اداره شده بود، دربرابر دگرگونی‌های سریع مقاومت نشان داد. درنتیجه، استقلال سیاسی زودتر از انسجام اجتماعی تحقق یافت؛ شکافی که پیامدهای آن در سقوط امان‌الله خان در سال ۱۹۲۹ آشکار شد.

استقلال افغانستان در گذر سال‌ها

article afghanistan independence traditional dance celebration
جشن روز استقلال افغانستان

پس از استقلال، افغانستان وارد دوره‌ای شد که می‌توان آن را دوره آزمون استقلال نامید. حکومت‌ها تغییر کردند اما اصل استقلال حفظ شد. هر نظام، برداشت خاص خود را از معنای استقلال داشت: گاهی تأکید بر انزوا، گاهی بر توازن میان قدرت‌ها و گاهی بر بازسازی از درون.

در این مسیر، استقلال از یک مطالبه مشخص سیاسی، به مسئله‌ای دائمی در اداره کشور تبدیل شد. دیگر فقط بحث عدم دخالت خارجی مطرح نبود، بلکه موضوع توان اداره اختلاف‌ها، حفظ ثبات و ساختن آینده‌ای قابل پیش‌بینی درمیان بود.

تجربه افغانستان نشان می‌دهد که استقلال، اگرچه دستاوردی تعیین‌کننده است اما به‌تنهایی تضمین‌کننده ثبات یا توسعه نیست. استقلال آغاز راه است، نه پایان آن؛ مسیری که ادامه‌اش به تصمیم‌های دشوار، سازگاری با واقعیت‌ها و پذیرش تدریجی تغییر و آموزش مداوم وابسته است. چنان‌که قاسم افغان، شاعر نام‌آشنا، در شعری درباره استقلال افغانستان چنین سروده است:

مکتب ماست جای استقلال

سبق ما هوای استقلال

سوالات متداول

استقلال افغانستان در چه سالی به‌دست آمد؟

استقلال کشور در سال ۱۹۱۹ به‌دست آمد که عمدتا به بازپس‌گیری اختیار سیاست خارجی مربوط می‌شد. 

چرا ۱۹ اوت به‌عنوان روز استقلال انتخاب شده‌است؟

19 اوت 1919 به‌عنوان تاریخ نمادین استقلال انتخاب شد، چون در این روز عملا پذیرش استقلال افغانستان در افکار عمومی و روایت رسمی تثبیت شد؛ حتی اگر روند حقوقی آن چند هفته زودتر آغاز شده باشد.

شعر «مکتب ماست جای استقلال/ سبق ما هوای استقلال» توسط چه کسی سروده شده و معنی آن چیست؟

این شعر استقلال افغانستان را قاسم افغان سروده و معنی‌اش این است که استقلال، امری آموزشی و تکرارشونده است، نه صرفا یک مناسبت تقویمی.

آیا این مطلب برای‌تان مفید بود؟

فریا فرنام

بعضی دگرگونی‌ها آن‌قدر آهسته رخ می‌دهند که تا مدت‌ها کسی متوجه‌شان نمی‌شود؛ تغییر در شیوه زندگی، در پسند و سلیقه‌ها و در چیزهایی که کم‌کم عادی می‌شوند و جای خود را در فرهنگ یک سرزمین باز می‌کنند. من فریا هستم و نوشتن در چهارسوق برایم بیشتر شبیه دنبال‌کردن همین نشانه‌هاست؛ چیزهای پراکنده و روزمره‌ای که در کنار هم، تصویری از افغانستان امروز را می‌سازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
فهرست مطالب